چاپ ارسال این مطلب به دوست نظر شما بازگشت به صفحه اصلی بستن پنجره

www.mojahedin.ws

اتهام سیاسی شدن لیست های تروریستی توسط مجاهدین از کجا ریشه می گیرد؟!
تعداد بازدید : 227

 

منبع: Mojahedin.ws                 مولف: بهار ایرانی               تاریخ: 18/04/1389  -  09 ژوئیه 2010

 

در بخش نخست این مقالات به طرح فرضیاتی پرداختیم که باعث بروز شائبه در تنظیم رابطه و موضع گیری های متناقض و پارادوکسیکال جامعه بین الملل و مشخصاً آمریکا و اروپا درباره تروریست بودن و نبودن مجاهدین می گردید. بدون تحلیل و ارزیابی و قضاوت در مورد میزان درستی و نادرستی این فرضیات، در پایان به طرح این پرسش پرداختیم که چگونه می توان با اتکا به معیارها و مبانی تردید ناپذیر به پاسخ سرراستی برای این چالش دست یافت. به اینکه سوای موضوعیت دادن به لیست های تروریستی چگونه می شود در خصوص ماهیت اتهامات تروریستی و صحت و سقم آن قضاوت و داوری کرد.

 

برای دنبال کردن بحث ابتدا به ساکن باید این پرسش را مطرح کرد که شائبه های موجود از کجا سرچشمه می گیرد؟ در اینجا ذکر و اشاره به این موضوع حائز اهمیت است که این گونه تردید افکنی ها و شائبه ها و برخوردهای پارادوکسیکال در مورد تروریست بودن و نبودن مجاهدین منحصراً و مشخصاً مربوط و متوجه سازمان مجاهدین است و در مورد دیگر گروه های حاضر در لیست های تروریستی تعمیم پذیر نیست. بطور مثال هیچ کشوری در مورد تروریست بودن سازمان القاعده به خود تردید راه نمی دهد و هیچ اما و اگری در این خصوص نه تنها موضوعیت ندارد که بعضاً باعث خنده و استهزاء نیز خواهد گردید. در اینجا برای فهم و اهمیت موضوع لازم است به اجمال به ریشه این شائبه اشاره کنیم.

 

دلیل اول ایجاد این وضعیت از نوعی اراده گرایی حسابگرانه و جریان وار (و البته کاملاً قابل فهم و توضیح) از سوی سازمان مجاهدین خلق ناشی می شود. اینکه این واکنش تا چه اندازه بدیهی و به عنوان حق مفروض شده سازمان است، و یا اینکه در پشت این واکنش ظاهراً قانونی چه اهداف پنهان و آشکاری نهفته است، در هر صورت به نتایج متفاوتی خواهیم رسید که می تواند ما را در رسیدن به فهم قضایا به میزان زیادی کمک کند. واقعیت این است که واکنش های ظاهراً دفاعی مجاهدین در قبال لیست های تروریستی از زمانی شروع و بصورت جدی دنبال می شود که سازمان وارد فاز پراکندگی و بی ثباتی می شود و ناچار بایستی مأوا و پشتوانه تازه ای جستجو کند. این فاز بطور مشخص از زمانی کلید می خورد که سازمان مجاهدین یکجا تمامی امکانات بالفعل و بالقوه ناشی از حضور در عراق را از دست می دهد. بواقع سازمان بطور همزمان هم خاک عراق به منزله ظرف استراتژیک و هم صدام به عنوان حامی درجه اول و متحد استراتژیک و در نهایت سلاح های خود را به مثابه هویت تشکیلاتی، سازمانی، ایدئولوژیکی، استراتژیکی و .. از دست می دهد. تا قبل از این برای سازمان چندان اهمیت نداشت که در زیر چتر حمایت همه جانبه رژیم دیکتاتوری چون صدام حسین به عنوان  نمادی از تروریسم دولتی است.و یا برای سازمان چندان اهمیتی نداشت که سپر و آلت جاسوسی و نظامی و ... یک دولت تروریستی و مستبد در سطح جهان است.

 

اهمیت واکنش تدافعی سازمان در مواجه با رفتن در لیست تروریستی دقیقاً از زمانی عینی و مادی می شود که سازمان همزمان تمامی این امکانات و اهرم های مرئی و نامرئی را از دست می دهد و خود را خالی از حامی قابل اعتنا در سطح جهان می بیند. اهمیت موضوع در این است که سازمان در یک لحظه عنصر خارجی مورد اتکای خود را که توأمان تأمین کننده مکان استقرار جغرافیایی و سازماندهی تشکیلاتی، و همزمان تأمین کننده مالی، تسلیحاتی و لجستیکی، و امکانات مخابراتی و جاسوسی و ... است را در طرفه العینی از دست می دهد و همزمان قرارگاه اشرف و مراکز مهم عراق مورد تهاجم هوایی قرار می گیرد. فراتر اینکه سازمان خود را مواجه با کسانی می بیند که نه تنها باعث سلب همه این امکانات شده و حتی او را خلع سلاح نموده که بطور مضاعف و پیشتر سازمان مجاهدین را به عنوان تروریست و متحد صدام در سرکوب مردم عراق شناخته و معرفی کرده است. تغییر سازمان از وضعیت نسبتاً ایده آل و با ثبات قبل از سقوط صدام به وضعیتی اینچنین غافلگیرکننده و غیر قابل پیش بینی، کلید فهم کلیه چالش ها از جمله چالش پیش روی مجاهدین گردید. در واقع نقطه کانونی این چالش جایی است که مجاهدین به حسب شرایط غیر قابل پیش بینی و غافلگیرکننده نیازمند تغییر صاحبخانه و مأوا و پشتوانه تازه ای به مثابه یک ضرورت کاملاً استراتژیک در راستای نیازمندی و استفاده از عنصر خارجی هستند و در عین حال در برآورد توازن قوای بین المللی و متحد مهاجم به عراق هیچ تکیه گاهی هم ندارد. یافت تکیه گاه قابل و تأثیرگذار در وضعیت سازمان اولین هدف بعد از بی ثباتی و سردرگمی است. و یافتن این تکیه گاه از میان قدرت های متحد مهاجم به عراق در اولویت است.

 

تغییر صاحبخانه و گرفتن پشتوانه خارجی جدید سازوکارها و ملزومات خود را می خواهد که در آن شرایط و مقطع حضور نام سازمان در لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا و اتحادیه اروپا یکی از موانع حیاتی و کلیدی است، به این دلیل که دست سازمان را در انجام هر گونه تحرک و جابجایی و تعامل و رابطه سیاسی و تشکیلاتی برای جلب حمایت صاحبخانه جدید و حامیان تازه در جامعه بین الملل کاملاً مسدود می کند. دنبال کردن این مسیر که به اقدامات تکمیلی مجاهدین جهت استقرار و فعالیت های سیاسی در غرب منجر می شود کلید فهم کلیه واکنش هایی است که مجاهدین در قبال لیست های تروریستی از خود نشان می دهند. هر چند پیشتر نیز سازمان با چنین هدف و سمت و سویی کم و بیش فعالیت های سیاسی خود را شروع کرده، اما کمیت و کیفیت این فعالیت ها با آنچه حداقل از سال 2003 دنبال می شود، قابل مقایسه نیست. برای همین هم تاکید اتحادیه اروپا در تبرئه کردن سازمان از لیست تروریستی دقیقاً بر مقطع زمانی مبتنی است که سازمان اساساً امکان عملی و استقراری و اجرایی انجام اقدامات تروریستی و مسلحانه در خاک ایران را ندارد. زیرا تمامی سازوکارهای لازم اعم از نرم افزاری و سخت افزاری را از دست داده است. در واقع فاز تحمیل شده و متظاهرانه فعالیت های سیاسی و دیپلماسی سازمان و چالش کشیدن لیست های تروریستی محصول ناگزیر شرایط تازه و رگ حیاتی سازمان به تغییر محل استقرار هسته ای است که مسئولیت اش هموار کردن و ادامه حیات و موضوعیت سطوح تشکیلاتی و خلع سلاح شده تحت عنوان ارتش آزادیبخش در عراق است. از همین زمان سازمان به جد با در خدمت گرفتن وکلا و صرف هزینه های سرسام آور و استفاده از فاکتورهای مالی و زدوبندهای سیاسی و رخنه در شکاف های داخلی و رقابت های حزبی و بخصوص در پیش گرفتن استراتژی بقا در شکاف، موضوع استفاده ابزاری از لیست های تروریستی را روی میز می گذارد. می خواهم تاکید کنم ریشه شائبه سازی در مورد لیست تروریستی و برای اولین بار با همین پس زمینه ها و ضرورت های مورد اشاره توسط سازمان استارت می خورد.

 

دلیل و دلایل و زمینه های اثباتی چنین ادعایی را می توان در لابلای اظهارات حامیان ریز و درشت سازمان در غرب و آمریکا جستجو کرد. تا جایی که علیرغم روشن بودن ماهیت تروریستی سازمان، برای اولین بار از سوی بعضی سیاستمداران بازنشسته و از کارافتاده آمریکایی تز تروریست خوب و تروریست بد آشکارا زمینه تعاملات و روابط آشکار و پنهان سازمان با جریان های خشونت گرای داخلی آمریکا را رقم می زند. در واقع وقتی آمریکایی ها بوضوح بر رسمیت شناختن و مطرح کردن تز تروریست خوب و تروریست بد اقدام می کنند و آشکارا استفاده ابزاری از سازمان مجاهدین را مورد تاکید قرار می دهند، همین نشانه ها دلالت کافی بر این معنی و مهم دارد لیست تروریستی فی النفسه معیار و ملاک مشروعی برای نامگذاری گروه تروریستی مجاهدین نیست.اینکه مجاهدین بر طبل برخورد سیاسی و ابزاری با موضوع تروریسم می کوبند، بخشی نیز متأثر و ناشی از رویکرد آشکارای بخشی از جناح های داخلی آمریکا به استفاده ابزاری از مجاهدین است. سازمان برای قراردادن خود بر روی میز چالش های غرب با جمهوری اسلامی بطور غیر مستقیم و با طرح اتهام برخورد ابزاری و سیاسی به غرب گرا می دهد که  می تواند از سازمان به عنوان یک عامل فشار و تهدید بر علیه جمهوری اسلامی استفاده کند و در واقع می خواهد تاکید کند میزان موفقیت آمریکا در برخورد با جمهوری اسلامی در اولویت قرار دادن مجاهدین به عنوان اهرم فشار علیه ایران است. بعلاوه اینکه سازمان ضمن القای این امکان، تلاش می کند از اساس حضور نام خود در لیست های تروریستی را مورد شائبه و تردید قرار دهد. این شائبه پراکنی نیز به استناد دلایلی که سازمان مطرح می کند در نوع خود حائز اهمیت است.

 

اتفاقاً دلایلی که سازمان بر اثبات ادعای استفاده سیاسی و ابزاری از تروریسم ارائه می دهد، می تواند دلالت بر این ادعا داشته باشد که می توان به ماهیت تروریسم، سوای لیست های موجود و فارغ از اینکه نام گذاران چه نقطه نظر اثباتی و سلبی در مورد مصادیق و گروه های تروریستی دارند، از منظری کاملاً پدیدارشناسانه تروریسم و مصادیق آن را شناخت و معرفی کرد. و دقیقاً می توان به همان شیوه استدلالی که مجاهدین باورمند به برخورد سیاسی و ابزاری می شوند، استناد و اثبات کرد که اگر بردن نام مجاهدین در لیست های تروریستی ناشی از نحوه و تعامل و تأمین منافع کوتاه مدت و دراز مدت طرف ها و دولت های مورد اشاره و در کلیت متأثر از نگاه پراگماتیستی و نفع گرایانه آنها است، پس در نتیجه خارج کردن نام مجاهدین نیز به همان اندازه متأثر از این فاکتورها و زمینه ها و عوامل جانبی است. اما آیا پذیرش این فرض نهایتاً به این معنی منجر خواهد شد که بپذیریم مجاهدین از بنیاد و ماهیتاً تروریست نیستند؟ در واقع این نگرش به طرح این سؤال خواهد انجامید که چگونه می توان فارغ از نگاه های سیاسی و دیدگاه ها و داوری های متناقض و متغییر ماهیت واقعی مجاهدین را به استناد فاکتورهای عینی و مادی و مصادیق واقعی تروریسم تبیین کرد.

 

واقعیت این است که ما نیز به اندازه مجاهدین کم و بیش و با درجاتی، قائل به برخوردهای ابزاری و سیاسی جامعه بین الملل و مشخصاً قدرت های سیاسی و اقتصادی بزرگ دنیا با پدیده تروریسم هستیم. با این تفاوت اساسی که می خواهیم تاکید کنیم اگر غرب سوای لحاظ این فاکتورها و فقط با لحاظ عملکردها و فراتر و عینی تر مستند به رفتارها و اقداماتی که مجاهدین مسئولیت مستقیم آنها را بعهده گرفته اند، به معادله نگاه کنیم در این صورت نیازی به تغییر مواضع و رفتارهای پارادوکسیکال موجود نخواهد بود. در نهایت پاسخ ها و برخوردهای اصولی و باثبات و شفاف تری نسبت به موضوعیت تروریسم و مصداق های آن خواهیم داشت. در ادامه به طرح این سؤال و تبیین این مهم خواهیم پرداخت که چگونه می توان فارغ از نظرگاه های رسمی و قابل بحث، مجاهدین را از زاویه عملکرد و اقداماتی که باعث شده به عنوان جریانی ماهیتاً تروریستی معرفی و شناسه کرد.

استفاده از مطالب سایت مجاهدین با ذکر منبع بلامانع است