چاپ ارسال این مطلب به دوست نظر شما بازگشت به صفحه اصلی بستن پنجره

www.mojahedin.ws

ده روزی که رجوی قرار بود دنیا را تکان دهد؟!!
تعداد بازدید : 258

 

منبع: Mojahedin.ws                 مولف: بهار ایرانی                تاریخ: 09/04/1389  -  30 ژوئن 2010

 

 

فراخوان مسعود رجوی در اواسط ماه اردیبهشت برای برپایی قیام سراسری از 22 تا 30 خرداد به عنوان شاخص و نقطه تمایز از یک سو و نقطه تعامل فرضی شاید بغیر از رجوی برای بسیاری دیگر هم که در بیرون از ایران مترصد بودند، حائز اهمیت بود. از این رو که تعیین فرجه مورد نظر رجوی در پی وصل دو نقطه و تشکیل یک خط بود. از جایی شروع می شد که به گمان و تصور رجوی، طیف قیام کنندگان مورد نظر او به لحاظ کمیت گرایی ولو بصورت بالقوه قادر بودند دستاوردهای مغتنمی برای او بجا بگذارند. این توهم گرایی کودکانه را  پیشتر و از جهات مختلف بررسی کرده ایم، و به عنوان نتیجه گیری ناگزیر بر روی یک نکته کلیدی و برای هزارمین بار تأکید و تکرار کنیم که موج سواری های رجوی همواره پاسخ منفی و نتیجه ای معکوس بجا گذاشته است و در این فقره مشخص نیز چنانچه موضع گیری ها دلالت داشت، بطور مضاعف بر مرزبندی های اساسی و حتی اظهار تنفر از رجوی را در بر داشت. دلیل اش این بود که سی خرداد هنوز در حافظه نسلی که از کنارش عبور کرده یا به نوعی درگیر آن بوده و به اشکالی تجربه اش را پشت سر گذاشته و هنوز هم حضور دارند، فی النفسه و بالذات چیزی جز وحشت و سبعویت و خشونت کور و ... را تداعی نمی کند.

 

 به نظر می رسد رجوی اگر می خواهد کار مفید به فایده ای بکند بهتر است سی خرداد را حداقل از تاریخچه خودساخته حذف و آن را نابود کند. درست مثل آن منابع ضدآمریکایی که در درون تشکیلات سربه نیست و نابود کرد، این لکه را نیز به هر توجیه و طریق و تئوری بافی که می داند، از تقویم و منابع خود پاک کند. شاید تازگی فراخوان امسال رجوی به زعم او در این بود که بر روی مخاطبان داخلی حساب جداگانه ای باز کرده بود. به تصور واهی او شاید بعضی اتفاقات می توانست به تأمین حداقلی انتظارات او بیانجامد. به تصور او شاید پیام های آموزشی نیمه تمام او توانسته باشد به شکل حداقلی به ظهور تردیدهای تازه منجر شده باشد.

 

اما آنچه در واقعیت رخ داد، در ماهیت امر تفاوتی با خرداد سالهای گذشته نداشت. اگر آن چند عکس شتابزده و ناشیانه با تلفن های همراه را نادیده بگیریم و آن را با آن حجم و هجمه ای که از هفته ها پیش در رسانه های سازمان جریان داشت، مبنای قضاوت قرار بدهیم، دستاورد و نتایج آن برای رجوی بسیار مضحک تر و خنده دارتر از گذشته خواهد بود. اینها در زمره بدیهیاتی بود که هر آدم عاقلی بر اساس درک و شعور سیاسی حداقلی و حتی سبقه و گذشته این جریان سازی ها بخوبی می توانست فرایند و نهایت آن را پیش بینی کند. ما هم در این راستا حرف تازه ای نداریم و تنها به تکرار نتیجه گیری های گذشته بسنده می کنیم، با این تفاوت که این بار رجوی در عرصه و آزمون بسیار بزرگ و تعیین کننده ای سرافکنده و مغبون و بور شد. آزمونی که بر خلاف سالهای گذشته که تنها بفراخوان پخش اعلامیه و پوستر و تبلیغات محدود می شد، اما امسال بر محور قیام و سرنگونی به عنوان نقطه شاخص انگشت تأکید بر آن گذاشته بود. نه اینکه رجوی واقعاً نداند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و بر عکس او بهتر از ما می داند که امید بستن به این خواب و خیال ها بیهوده ترین کار ممکن است، اما چه کند بینوا ...!

 

این راهکارهای رجوی بیشتر شبیه آن استراتژی معروف می چرانیم اگر چرید که چرید و اگر نچرید که چیزی از دست نداده ایم است. این که رجوی این روزها چه حال و هوایی دارد چندان مهم نیست چون ایشان طی این قریب سی سال گذشته حال شان بهتر از این که هست، نبوده و در واقع این وضعیت برای او به یک عادت تبدیل شده است. اما برای اینکه عینی تر و مادی تر به اوضاع این روزهای رجوی پی ببریم کافی است سری بزنیم به همان رسانه ها و سایت های ریز و درشت که این روزها به گونه ای مثل خود رجوی به خواب زمستانی فرو رفته اند. دوباره رفته اند سراغ اوضاع داخلی عراق و قرارگاه اشرف و باد کردن در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل و انگار نه انگار که از سی خرداد عبور کرده ایم. حتی یادمان نمی رود که سال گذشته درست در بحبوبه همین روزها مریم عضدانلو نیز قول تعیین تکلیف تا خرداد سال 89 را داد. به هر حال سی خرداد امسال هم گذشت و علیرغم (به زعم مسعود) تفاوت های کیفی با سالهای گذشته آب از آب تکان نخورد. تا جایی که رجوی حتی به خودش جرأت و اجازه نداد از باب تشکر و قدردانی کسانی که مدعی بود در طی این ده روز در خیابان بوده و دستگیر شده اند، چند سطر پیام تشکرآمیز بدهد. خرداد امسال در واقع خط بطلانی بر توهمات تازه و بالقوه رجوی کشید. بر خواب های پنبه دانه ای و حساب و کتاب های تازه ای که باز کرده بود.

 

اینکه رجوی از ضرب العجل ده روزه اش به بعد چه خطی را در پیش خواهد گرفت، مهم نیست. مهم این است که رجوی از یک نقطه عطف و تعیین کننده دیگر و بدون نتیجه گیری و فرجی گذشت. تمام تخم مرغ هایی که رجوی جمع آوری کرده و آنها را در سبد سی خرداد امسال گذاشته بود، اکنون و دوباره در حال بازگرداندن به سبد، تحریم ها، اوضاع داخلی عراق، حقوق بشر، ترویسم دولتی، و ... هستند. رجوی دوباره ناچار بخواب زمستانی خود می رود، طوری که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده و قرار و مداری هم نگذاشته است.

 

استفاده از مطالب سایت مجاهدین با ذکر منبع بلامانع است