چاپ ارسال این مطلب به دوست نظر شما بازگشت به صفحه اصلی بستن پنجره

www.mojahedin.ws

پایداری و مقاومت خانواده ها در اطراف قرارگاه عراق جدید به بار می نشیند.
تعداد بازدید : 234

 

منبع: Mojahedin.ws                 مولف: امید پویا         تاریخ: 15/02/1389  -  5 می 2010

 

در خبرها آمده بود علمدار شایگان یکی از اسرای اشرف پس از بیست و دو سال اسارت سرانجام در روز شنبه 4 اردیبهشت ماه 89 با فرار از کمپ به آغوش خانواده خود بازگشته است.  از زمان شروع تحصن خانواده ها در مقابل اشرف بیشتر از دو ماه می گذرد. در طی این مدت تعدادی از اسرای رجوی فرار و خود را به خانواده های منتظر در بیرون قرارگاه رسانده و برای همیشه آزادی و آینده خود را در کنار خانواده تضمین کرده اند. اتفاقی که حتما در صورت دلسردی و مایوس شدن خانواده ها و جا زدن و برگشتن از قرارگاه اشرف رخ نمی داد و بدتر از آن تاثیرات روحی بدی بر روی بقیه خانواده ها می گذاشت. در این صورت می شد حکایت همان مشت بر سندان کوبیدن.

 

اما با فرار تعدادی هر چند محدود و کم از اسیران رجوی از کمپ و خرسندی خانواده ها قضیه شکل کاملا متفاوتی بخود گرفته است. اولین دستاورد این خانواده ها برای دیگر خانواده ها این است که می شود با ممارست و پایداری و در چند قدمی فرزندان شان، بر روی خیلی معادلات و تحلیل های رجوی خط بطلان کشید. چیزی که خارج از اراده و خواست رجوی است اینکه در وجود این بچه ها و علیرغم آن همه تلاش های شیطانی رجوی برای زدودن و حذف علقه ها و عواطف خانوادگی، اما از آنجا که فطرت آنها به تمامی آلوده مناسبات ضدانسانی نشده، می شود با محرک ها و استمرار و مهمتر از آن اثبات عشق و علاقمندی که با تحمل سختی ها و دشواری های حضور خانواده ها در بیابان های عراق اثبات و عینی می شود، شخصیت فطری آنها را احیا کرد.

 

وقتی امثال علمدار شایگان پس از بیست و دو سال شستشوی مغزی و آن همه تئوری بافی دستگاه رجوی اقدام به فرار می کنند، در واقع نشان دهنده این حقیقت است که اگر از سلاح های رجوی در مقابل خودش استفاده شود، خیلی معادلات و حساب و کتاب های او به هم خواهد خورد. دلیل اش این است که این طرف معادله یعنی در نزد خانواده ها انگیزه های پاک و عواطف صادقانه نقش کاملا تعیین کننده دارند. این درست است که رجوی توانسته قربانیان اش را طوری تربیت کند که حتی در مقابل خانواده های خود بایستند و بعضا حتی نسبت به عزیزترین کسان شان هتاکی و توهین و اظهار تنفر کنند، اما می دانیم بسیاری از این کنش ها محصول اهرم های نظارت کننده و کنترل کننده هستند. اهرم های از قبیل ترس و رودربایستی ها و بعضا یاس و ناامیدی از مواجه شدن با این حقیقت که با رفتن به سمت خانواده چه پاسخی برای آنها خواهیم داشت. برای آینده ما چه تضمینی وجود دارد؟ در واقع دستگاه رجوی با این اهرم ها و شیوه ها کارش را جلو می برد.

 

رجوی در واقع با القای این باور که شما فقط متعلق به اینجا هستید و همه چیز برای شما تمام شده و آن طرف کسی در انتظار شما نیست، به یاس و ناامیدی آنها دامن می زند. اما مقاومت و پایداری خانواده ها در کنار اردوگاه رجوی جدای از آن جنبه های روانی و تاثیری که بر عواطف این بچه ها می گذارد، غیر مستقیم حامل این پیام نیز هست که بر خلاف تبلیغات و القائات رجوی ها این طرف خیلی خبرها هست و خیلی کسانی هم هنوز در انتظار بازگشت و ادامه به زندگی آنها هستند. کما اینکه هنوز با امید و عشق به شما و آن هم پس از آن همه سال که به عمری می ماند، ما هنوز اینجا گرما و سرما و سختی و آوارگی را فقط به انگیزه یک ملاقات چند دقیقه ای تحمل می کنیم. پس اگر برای این چند دقیقه ملاقات این اندازه انگیزه و پایداری هست، برای بازگشت همیشه شما به خانه و ساختن زندگی دوباره شما انگیزه ها مضاعف و هزاربار بیشتر و بیشتر است.

 

اگر به مقاومت ستایش برانگیز خانواده ها در حاشیه اشرف از این زاویه نگاه کنیم، بدون شک دستاوردهای آموزشی و نتایج عملی بسیاری را ولو در خارج کردن چند نفر از تارعنکبوت رجوی به دست آورده ایم. این پیام ها را همه آن بچه هایی که آن طرف سیاج ها در اسارت هستند، بخوبی درک می کنند. اگر رجوی به این بچه ها آموخته که می شود با لجاجت و از رو نرفتن به هر چیز حتی نامشروعی دست پیدا کرد، علی القاعده این بچه ها در می یابند که والدین شان با استمرار و مقاومت و پافشاری در اطراف قرارگاه برای به چنگ آوردن آنچه حق طبیعی و مشروع شان است، بسیار سزاوارتر هستند. آن عکس ها و تصاویری که طی این دو ماه از مادرها و پدرها و خواهرها و برادرها و فرزندان گریان و نگران و مضطرب و پریشان و بعضا پابرهنه بر روی سایت ها درج شد، برای منعطف کردن و احیای آن هویت رنگ باخته اما نهفته چیز کمی نبودند. زانو زدن آن مادرها و پدرهای خمیده بر ورودی زندان رجوی و پیشانی آن خواهری که به نیت بازگشت گمشده اش بر سجده رفته بود، چیز کمی نبود. علمدار شایگان ها باید آزادی و رهایی خود را پیش از اراده خود، مرهون عشق و گذشت و پایمردی و مقاومت آن پدرهای آفتاب لب بام، آن مادرهای دلشکسته و خمیده و آن شیرخواهرهایی باشند که بی هراس از       تهمت های بی وقفه رسانه ای، تهدید عمله های بی جیره و مواجب رجوی روزها و شب های متوالی را خورده و نخورده، خوابیده و نخوابیده، در آن بیابان های تفتیده ماندند تا یگانگی و عشق واقعی را ثابت کنند.

استفاده از مطالب سایت مجاهدین با ذکر منبع بلامانع است