چاپ ارسال این مطلب به دوست نظر شما بازگشت به صفحه اصلی بستن پنجره

www.mojahedin.ws

رجوی، ادامه دهنده راه شهرام
تعداد بازدید : 245

 

منبع: Mojahedin.ws                 مولف: بهار ایرانی                تاریخ: 14/02/1389  -  4 می 2010

 

شانزده اردیبهشت مصادف با سی و پنجمین سالگرد شهادت مظلومانه و سمبولیک مجید شریف واقفی است. در طی سی و پنج سال گذشته به کرات درباره این واقعه و از زوایای مختلف نوشته و گفته شده است. در واقع جانی که از مجید با کینه دگماتیسم ها مُثله شد و آتشی که شراره هایش یکی از صدیق ترین عناصر ایدئولوژیک را در خود به خاکستر تبدیل کرد، هنوز ققنوس وار بر فراز ما در حال پرواز است و پیوسته ما را به افشای دست های پیدا و ناپیدای قاتلین جسم و روح و ایدئولوژی خود فرا می خواند. گمان می رود که پس از این همه سال تجلیل های تکراری و سوگنامه های بعضا دروغین گروهی، به این حقیقت باورمند شده باشیم که اگر قرار است مجید را ورای آن جسم مثله شده و در پرتو ایمان و اعتقاد و باورش بشناسیم قبل از هر چیز باید به تفکیک اندیشه و روش و منش و عمل او با مدعیان دروغین اهتمام کنیم. در واقع کسانی می توانند داعیه ادامه دهندگی راه مجید را داشته باشند که هم در موضع گیری سیاسی علیه قاتلین مجید شفافیت داشته باشند و هم در موضع گیری ایدئولوژیکی به واکاوی ریشه های نفوذ و زمینه های رشد شهرام در مناسبات اقدام کنند و مهمتر اینکه در اندیشه، منش، روش و اخلاق راه خود را به کلی از شهرام جدا کنند. برای درک این معنی که چگونه می شود دشمنان واقعی مجید و قاتلین حاضر و غایب او را شناسایی کرد، چاره ای نداریم جز اینکه مجید را با عمل و اندیشه اش در مقایسه با عمل و اندیشه قاتلین و ادامه دهندگان راه آنها بازشناسایی کرد. باید برای تبیین و شناخت ماهوی قاتلین مجید سوای اینکه در قتل او مشارکت مستقیم داشته یا نداشته، جدای از اینکه به چه احساسی مبتلا شده اند، منهای اینکه امروز در چه موضعی هستند، بار دیگر به عقب برگردیم و رد پای آنها را از اولین تحلیل های درون تشکیلاتی تا انتشار اولین بیانیه های رسمی تغییر ایدئولوژی و تا آخرین تحلیل های سیاسی بجا مانده از آنها ردیابی و دنبال کنیم.

 

این تصور که همه چیز را در شهرام و بهرام و اپورتونیست و فرصت طلبی و خیانت و محکومیت صوری خلاصه کنیم، تصور کودکانه و ساده انگارانه ای است، که اگر اینچنین بود باید همه چیز تمام شده بود و شهادت مجید آخرین نقطه این فرصت طلبی محسوب می شد. اما سیر حوادث بعد از آن نشان می دهد که نحله فکری و منطق ایدئولوژیک شهرام و بهرام کماکان به حیات خود ادامه دادند. برای پاسخ به این ادعا ابتدا ببینیم شهرام و بهرام با چه منطق و استدلالی خود را متقاعد و مجاب به مثله مجید کردند تا در ادامه ببینیم چه کسانی راه شهرام و بهرام را ادامه دادند.

 

" اولیل سال 1353 یک روز در خانه تیمی نشسته بودیم، من بودم، بهرام (آرام)، سیمین و جوهری. یکی از کتاب های شهید شریعتی در خانه بود که گاهی اوقات می خواندیم. به این جمله در کتاب رسیدیم که "هابیل مترقی تر از قابیل بوده است. هابیلی که مظلوم بوده و شهید شده مترقی تر از قابلیل قاتل و ظالم است. بهرام نگاهی مسخره به کتاب کرد و گفت:دکتر چه می گوید؟این قابیل بود که مترقی تر از هابیل بود، چرا؟ استدلال اش این بود که هابیل متعلق به دوره شبانی است و قابیل جامعه پیشرفته تر از هابیل را نمایندگی می کند. یعنی طبقه قابل به لحاظ تاریخی حداقل یک گام جلوتر از دوره تاریخی هابیل است وبه همین دلیل هم قابیل مترقی تراست وبه همین دلیل حق با اوست." (1)

 

این خاطره اگر چه می توانست در عالم واقع اتفاق نیفتد، اما در ماهیت تفکر شهرام و بهرام چیزی را عوض نمی کرد. حالا ببینیم توجیه شهرام و بهرام در مثله کردن مجید چیست؟ در مقاله درون تشکیلاتی موسوم به "پرچم مبارزه ایدئولوژیک را برافراشته‌تر سازیم" که بعدها منشاء بیانیه اعلام تغییر ایدئولوژی توسط تقی شهرام بود در موضوع تصمیمات اتخاذ شده برای از میان برداشتن سه تن از اعضای سازمان و دلایل تئوریک آن پس از تاکید بر ضرورت این تغییر یک مرحله تکاملی در ادامه مبارزات ضداستثماری و ضدامپریالیستی چنین آمده است:

 

"دگماتیســت‌های مذهبــی بزرگتریـــن دشمنان تکامل سازمان محسوب می‌شوند. همان دشمنان سرسخت، اصلاح‌ناپذیر و مقاومی که به همان میزان مقاومت و پایداری میکروب‌های خانگی پایدار و مقاوم بودند... گنداب نظرات پوسیده آنان به‌مثابه بخارات و گازهای متعفن و مسمومی است که از لایروبی لجنی که از سالیان دراز در درون سازمان ته‌نشین شده، متصاعد می‌گردد... اینها به‌مثابه اندیویدوآلیست‌های مخلص جریان جبری و ضروری را به افراد نسبت می‌دهند و می‌گویند اگر فلان رفیق می‌بود فلان مسئله به فلان شکل صورت نمی‌گرفت... اینها کسانی هستند که توده‌ها را به‌سان رمه‌ها و گوسفندانی می‌دانند که تنها با کیش چوپانان حرکت می‌کنند... مبارزه بی‌امان با ایده‌آلیسم ضدانقلابی نهفته در این نظرات وظیفه مبرم و دستور کار مرحله کنونی مبارزه ایدئولوژیک است. سر این مارهای زخمی را بکوبید..." (2) 

 

به زعم شهرام بیانیه نویس، مجید تنها به دلیل تمرد از تغییر ایدئولوژی و تن ندادن به دستورات تشکیلاتی و اقدام به ساماندهی افراد مذهبی سازمان و در نتیجه مقاومت در مقابل آنچه تکامل تاریخی و گذار از ایده الیسم به ماتریالیسم به مثابه گذار از یک مرحله مادون تاریخی به سمت یک دوره متکامل تر یعنی ماتریالیستی نامگذاری می شود، محکوم به مرگ می شوند. توجیه شهرام و بهرام این است که مقاومت مجید و دوستان او در واقع مقاومت نمایندگان خرده بورژوازی سازمان در مقابل نمایندگان خلص طبقه کارگر است. به این ترتیب برادر کشی تئوریزه می شود و همچون قتل هابیل به دست قابیل، کشتن مجید به دست شهرام یک فعل مترقی تعریف می شود. از این زاویه قتل مجید را می توان شکل عینیت یافته و ماده شده آن تفکری تلقی کرد که خون هابیل را در امتداد و راستای یک ضرورت تاریخی، مشروعیت و حقانیت می بخشد. در واقعیت امر مجید قربانی نگاه اصالت ابزاری و کلیشه ای شهرام و بهرام می شود. سوای آن جنبه های خصلتی و قدرت طلبانه در پشت این توجیه ایدئولوژیک، آنچه به قتل مجید مشروعیت می بخشد، این برداشت کلیشه ای مارکسیستی است که صرفنظر از ماهیت جنایتکارانه قابیل و جایگاه تاریخی و طبقاتی او، به صرف اینکه قابیل یک گام به فاز آخر تکامل فرضی نزدیک تر است، مترقی تر و در نهایت مشروعیت بیشتری در مقایسه با هابیل دارد. از این منظر قاتلین واقعی مجید در واقع تمامی کسانی بودند و هنوز هستند که از همان فردای شهادت مجید ماهیتا و ایدئولوژیکی راه به اصطلاح فکری شهرام و بهرام را در تئوری و عمل ادامه دادند. کسانی که با همین استدلال و منطق تا کنون جان ده ها هزار مجید را به مسلخ برده اند. با همین شاخص و طرح این ادعا که رجوی نِماد و نماینده واقعی تفکر شهرام و بهرام و ادامه دهنده نگاه کلیشه ای و توجیه گر برادرکشی اما اینبار در پوش و ظاهر مذهبی است، چندان دشوار نیست. سوای آن موضع گیری های باسمه ای رجوی در قبال ترور مجید که به القابی چون محکومیت اپورتونیست چپ نما محدود گردید،

 

رجوی در عمل کاری ضمن تبرئه شهرام و بهرام و به خصوص حمایت و جانبداری همه جانبه از تقی شهرام در زمان دستگیری و تلاش برای جلوگیری از مجازات او و حتی مقابله با خانواده مجید، راه شهرام را در موضوع گیری بر علیه رهبران انقلاب سال 1357 و با همان توجیهات شهرامی ادامه داد. در حالی که هنوز کمتر از دو سال از پیروزی انقلاب سال 1357 ایران نگذشته بود، رجوی طی سلسله مقالاتی تحت عنوان "مرتجع کیست و ارتجاع چیست؟" در تحلیل های شهرامی خود از شرایط، و اصلی و فرعی کردن تضادهای درون خلقی و برون خلقی می نویسد:

 

"خرده بورژوازی لیبرال که شیوه تولیدش وابسته به امپریالیسم آمریکا است، مترقی تر از خرده بورژوازی واپسگرا و سنتی است." (3)

 

رجوی به صراحت اعلام می دارد طیف خرده بورژوازی لیبرالی که تا بن دندان وابسته به آمریکا است از روحانیتی که دشمن اصلی را آمریکا می داند، مترقی تر است. رجوی با همان ملاک و استدلالی که شهرام کمر به قتل و مثله کردن مجید بست، در کنار بورژوازی لیبرال و رو در روی روحانیت قرار می گیرد و سلاح می کشد. با همان عقبه فکری که قتل هابیل را به عنوان یک عمل انقلابی توجیه می کند و قابیل را مترقی تر از هابیل می داند. رجوی در سال های اول انقلاب دقیقا با چنین مولفه ها و الگوهایی هم در عرصه تئوری و هم عمل تاسی توامان خود را از راه قاتلین مجید به رسمیت می شناسد. این رویکرد ایدئولوژیکی و تبیین سیاسی خط مشی مجاهدین توسط رجوی را می توان در اشکال مختلف ردیابی کرد. چنانچه در همین راستا رجوی در تبیین جهان مدعی است:

 

"حتی از نظر روش های سیاسی نیز، وقتی ما با چیزی مخالف هستیم، حق نداریم آن را در مقابل کهنه تر و به اصطلاح ارتجاعی تر از خودش، بکوبیم و تضعیف کنیم؛ بالعکس در آن نقاطی که این یک جلوتر و دارای مواضع مترقی تر است، باید تقویتش کرد." (4)

 

به این ترتیب رجوی علیرغم موضع گیری های صوری در محکوم کردن قتل مجید که آن هم به شکل دو پهلو و بازی با واژه ها و کلمات محدود می شود، در راه و اندیشه سیاسی راه شهرام و بهرام را دنبال می کند و با اصالت دادن به ابزار و اصلی کردن شرایط اقتصادی و طبقاتی افراد و جریان ها به مسیری می رود که در کنار قاتلین مجید قرار می گیرد. ناگفته نماند که دلایل و براهن دیگری در دنباله روی رجوی از شهرام و به خصوص در زمانی که او دستگیر می شود، دال بر همسویی و جانبداری او از شهرام وجود دارد که موضوع یادداشت دیگری در همین رابطه است که به آن خواهیم پرداخت.

 

منابع

 

1- کتاب تازیانه تکامل. بیانیه نهضت ملی مجاهدین در رابطه با انشعاب سال 1354. به انضمام پاورقی های لطف الله میثمی. چاپ 1359. انتشارات نهضت ملی مجاهدین.

2- بیانیه اعلام مواضع سازمان مجاهدین خلق. سال 1354. انتشارات سازمان مجاهدین خلق. بخش م.ل.

3- نشریه مجاهد. سلسله مقالات مرتجع کیست و ارتجاع چیست؟ شماره های مربوط به خرداد 1359.

4- تبیین جهان. مجموعه آموزش های ایدئولوژیکی مسعود رجوی در دانشگاه شریف. سال 1358. جلد 15.

استفاده از مطالب سایت مجاهدین با ذکر منبع بلامانع است