منبع: Mojahedin.ws مولف: بهار ایرانی تاریخ: 08/08/1388 - 30 اکتبر 2009
پیشتر به ضرورت تعمق بیشتر روی اظهارات خانم سلطانی در موضوع عملیات انتحاری و مکانیزم های آن در سازمان مجاهدین تاکید کردیم. یکی از نکات جالب مورد اشاره ایشان انجام نشست های جاری و غسل هفتگی هم در مناسبات و قبل از اعزام به ماموریت ها و هم در حین ماموریت های نظامی - انتحاری، انتحاری، اقدامات انتحاری در زمان دستگیری توسط پلیس و یا نیروهای ضدتروریستی و ... و علی القاعده مشمول تمام زمان هایی است که افراد به هر دلیلی خارج از قرارگاه اشرف یا پایگاه های سازمان به سر می برند. تا جایی که انجام این نشست ها و عملیات جاری به زعم رهبری سازمان تضمینی برای موفقیت در عملیات انتحاری و نظامی و در نهایت اثبات وفاداری به رهبری سازمان ارزیابی می شود. چنانچه در همین رابطه و در بخشی از اظهارات خانم سلطانی می خوانیم:
"در این مرحله (آماده شدن برای عملیات نظامی - انتحاری) مهمترین چیزی که آموزش داده می شد، چگونگی انجام عملیات جاری و غسل هفتگی بود. روی انجام اش تاکید اصولی می شد و بعد روی آموزش دادن آن در حین عملیات. تیم ها هر تعداد که بودند فرقی نمی کرد. با همان تعداد و با هر کمیتی افراد ملزم به انجام عملیات جاری و غسل ها بودند. تاکیدشان این بود که انجام شدن و نشدن عملیات و موفق بودن و نبودن آن به همین انجام دادن و ندادن عملیات جاری بستگی دارد. به انجام غسل های هفتگی و اینکه فرد پایبندی خودش را به این نشست ها نشان بدهد. اصلا می گفتند اینها مکانیزم این عملیات است. حتی عملیات جاری را به خواندن نماز در این مرحله ترجیح می دادند." (1)
و همچنین درباره توضیحات رهبری درباره ضرورت انجام این عملیات در حین ماموریت های بیرون از قرارگاه اشرف می گویند:
"(در مناسبات) تاکید داشتند انجام عملیات جاری در جریان عملیات نظامی خیلی ضروری تر است. بخاطر اینکه در متن و صحنه عملیات قرار گرفته اند. به این دلیل که در آنجا یک پارامتر بسیار قوی وجود دارد که در قرارگاه اشرف نیست و آن حضور دشمن در یک قدمی است. به همین دلیل فرد فاکت های خیلی واقعی تر و عینی تر دارد. در قرارگاه خطر دشمن وجود ندارد. افراد در شرایط عادی هستند، تهدید جدی ندارند، کنتاک ها به نسبت متن عملیاتی که در آن واقع شده اید خیلی کمتر است. اینجا ترس ماده می شود. انگیزه ها تحت تاثیر این فضا تحت الشعاع قرار می گیرد." (2)
اثبات این معنی که این اقدامات تا چه اندازه می تواند برای سازمان حیاتی و مهم باشد، گذشته از آن جنبه های تئوریکی و اقناعی که در درون تشکیلات روی آنها اصرار می شود، بیشترین اهمیت آن را می توان بر پایه مشاهدات و اظهارات و اعتراف های افرادی که از پروسه ماموریت های تشکیلاتی بازگشته اند، جستجو کرد. شاید تا کنون کمتر این بخش از مناسبات درون تشکیلاتی سازمان یعنی ضرورت و اهمیت انجام نشست های جاری به بیرون از مناسبات منتقل شده یا به شکلی که روزهای اخیر از تلویزیون مجاهدین شاهد بوده و هستیم، بر روی بیرونی کردن این نوع مناسبات تاکید شده باشد. اما آنچه در طی روزهای گذشته و در برنامه ای تحت عنوان بازگشت فاتحان به اشرف از تلویزیون مجاهدین ملاحظه می شود، ضمن بیرونی کردن یکی از حیاتی ترین شریان های بقای سازمان، تائید اظهاراتی بود که پیشتر درباره اهمیت آن از زبان خانم سلطانی شنیده بودیم. افراد مورد نظر در این نشست ها (که تمامی زندانیان آزاد شده در جریان درگیری های قرارگاه اشرف بودند) در واقع بر انجام این نشست ها در زمان بازداشت به مثابه شریان اصلی اتصال شان به مناسبات مادر در قرارگاه اشرف تاکید داشتند. نشست هایی که بعضا به اعتراف زندانیان حتی بصورت دونفره برگزار می شده است. هدف اصلی این افراد این بود که به رهبری سازمان ثابت کنند تنها عامل مقاومت شان در زندان و با سلاح اعتصاب غذا تبعیت از فرمان رهبری مبنی بر برگزاری نشست های جاری بوده است.
آنها به شکل تمهیدی اذعان می کردند که هر کدام شان در اشل کوچکی تکثیر شده مناسبات اشرف در زندان های عراق بوده اند. تاکید داشتند هر چه دارند متاثر و حاصل برگزاری نشست های جاری در درون و بیرون از مناسبات قرارگاه اشرف است. اظهارات خانم سلطانی و همچنین تصاویر پخش شده از نشست های جاری زندانیان در قرارگاه اشرف حقیقت دیگری را نیز افشا می کند، اینکه اعضای سازمان در بازگشت به قرارگاه و یا هر پایگاهی از سازمان موظف هستند جریان برگزاری این نشست ها را به عنوان دلیلی بر اثبات وفاداری خود به سازمان و رهبری گزارش بدهند. آنچه در همین رابطه از جانب رجوی که بصورت تلفنی در نشست حضور داشت، مشاهده شد، برخوردها و واکنش های دوگانه در ازای شنیدن این اعترافات بود. واکنش هایی که هم جنبه تشویقی و عاطفی داشتند و هم در عین حال جنبه تهدیدی و محکمه ای. نکته حائز اهمیت و در تائید اظهارات خانم سلطانی مبنی بر اینکه رجوی عملیات جاری را بر نمازهای یومیه ترجیح می دهند، اینکه در گزارش این سی و شش زندانی از مدت هفتاد و یک روزی که در بازداشت عراقی بودند، اینکه حتی یکبار چه مستقیم و غیر مستقیم به موضوع نماز خواندن یا ذکر و یاد خدا و انگیزهای دیگر خود اشاره ای نکردند. در لحظاتی که این افراد در حال ارائه گزارش نشست های عملیات جاری در زندان های عراق بودند، تعدادی از اعضای حاضر در نشست تحت تاثیر این گزارش ها که تلاش می شد کارکرد و اهمیت آنها را بیان کند، به ریا یا واقعا گریه می کردند.
منابع
1- گفتگوهای سایت بنیاد خانواده سحر با خانم بتول سلطانی درباره عملیات انتحاری، قسمت 36
2- همان، قسمت 37 |