چاپ ارسال این مطلب به دوست نظر شما بازگشت به صفحه اصلی بستن پنجره

www.mojahedin.ws

رجوی چه کسانی را به قصاص تهدید می کند؟!!
تعداد بازدید : 231

 

منبع: Mojahedin.ws                 مولف: بهار ایرانی                تاریخ: 04/12/1387   22 فوریه 2009

 

پیام 7 بهمن ماه مسعود رجوی چنانچه پیشتر هم اشاره شد حاوی نکات قابل تعمق و در عین حال پارادوکسیکالی است که بر اساس ادعاهای حقوقی و مستمسک قرار دادن اهرم های بین المللی و به اصطلاح قانونمندارانه از سوی آقای رجوی که در جای جای پیام شان روی آنها تاکید دارند، ذکر پاره ای از آنها کمک خواهد کرد تا حامیان غربی مجاهدین که دارای صداقت و حسن نظر و نیت هستند و چنانچه ادعا دارند بدور از آلوده گی ها و گرایشات سیاسی و به اتکای رعایت دفاع از حقوق بشر از مجاهدین حمایت می کنند، این حفره ها و تناقضات آشکار و بدیهی را مورد تعمق و توجه قرار بدهند. سال های متمادی است آقای رجوی در تمامی پیام ها و موضع گیری های خود دچار چنین تناقض گویی هایی هست و اما معلوم نیست حقوقدانان حامی مجاهدین بر اساس چه محذوریت ها و ملاحظاتی تا کنون توجهی به آنها نکرده و نمی کنند. پیشتر این نکته یادآوری شده که رجوی همواره از دو اهرم تهدید و قانون به طور توامان جهت پیشبرد مقاصد سیاسی-فرقه ای خود استفاده می کند. با این توضیح که تهدیدهای آقای رجوی گاه صریح و شفاف و بعضا در پوش ادبیات فرقه ای مطرح می شود. متاسفانه این رویه معمول که قابلیت پیگیری حقوقی و قضایی و در تقابل با ادعاهای صلح طلبانه رجوی است و می تواند مورد بررسی و تعمق قرار بگیرد، عامدانه نادیده گرفته می شود. در همین راستا پیام 7 بهمن ماه آقای رجوی نیز می تواند از این منظر مورد دقت و باریک بینی قرار بگیرد. آقای رجوی در بخشی از پیام خود خطاب به مخاطبان فرضی خود می گوید:

 

"بگذارید همه بشنوند كه اگر به اشرفیان تعرضی بشود (محاكمه و قصاص مورد نظر رژیم كه جای خود دارد) … دنیایی به اعتراض برمیخیزد. مریم هست، شورای ملی مقاومت ایران هست، هموطنانمان هستند، حقوقدانان و وكلا و سازمان های بینالمللى هم هستند، پارلمان ها و نیروهای سیاسی هم هستند و چنین چیزی را اجازه نمیدهند."

 

آقای رجوی البته باز بر اساس یک رویه به نعل و میخ و دوپهلو گویی، توضیحی فراتر از این کلی گویی درباره بخش اول موضع گیری خود (محاكمه و قصاص) نمی کنند. حال آنکه این دو مقوله در فرهنگ و ادبیات مخاطبانی که او منظور نظر دارد، مفاهیم و مقولاتی جدا از هم و دارای بار معنایی متفاوت و البته متعارض هستند. در اینجا طرح چند سوال ابتدایی در خصوص تهدید آقای رجوی در بخش اول این پاراگراف ضروری است. امیدواریم در مواجه با سکوت عامدانه آقای رجوی، اهل خرد و قانون و ... حداقل در این خصوص بیشتر چنین نکاتی را مورد تجزیه و تحلیل و تاکید قرار بدهند.

 

1- آقای رجوی چنانچه در قسمت دوم اظهارات خود بر اهرم قانون و قانونگذاران و وکلا و سازمان های بین المللی، پارلمانترها و پارلمان های غربی تاکید دارند، و بر این باورند که از این مجرا اعاده حقوق می کنند، باید توضیح بدهند؛

 

الف- محاکمه و قصاص در چنین مناسبات و معادلاتی چه صیغه ای است؟

 

ب- در صورت فرض مورد نظر آقای رجوی یعنی عدم توفیق این اهرم ها در حراست از حقوق مجاهدین این محکمه از جانب چه کسانی، با چه مشروعیت بین المللی و قانونی، در کجا و با حضور کدام شاکی و متشاکی و قاضی و هئیت منصفه و وکیل مدافعی تشکیل خواهد شد.

 

ج-  مجریان این احکام فرضی چه کسانی خواهند بود؟

 

د- و اینکه اصل چنین دادگاه و محکمه ای بر اساس چه معیارها و ضوابط و کنوانسیون های بین المللی تشکیل خواهد شد.

 

2- در این صورت نقش و موقعیت و مشروعیت آن اهرم های حمایت کننده بین المللی، قانونگذاران، وکلا، پارلمان ها و پارلمانترها و ... چه خواهد شد. در این صورت آیا باز آقای رجوی آنها را به رسمیت خواهند شناخت و خواهند توانست کماکان از آنها استفاده ابزاری بکنند و موضع گیری های آنها را به مثابه چماقی بر سر هر کس که خواستند، بکوبند.

 

3- واژه قصاص در عرف و مناسبات حقوقی و قانونگذاری در غرب نه تنها نامانوس که اساسا در تقابل با مقوله قانون و مسائل حقوقی مورد نظر آقای رجوی است. در واقع بار معنایی قصاص همان چماقی است که روزانه آقای رجوی و رسانه های مجازی او پیوسته با آن جمهوری اسلامی را نوازش و به بهانه جاری کردن آن نهادهای حقوق بشری و شورای امنیت و جامعه جهانی و غرب و آمریکا و ... را به دادخواهی و تحریم و مجازات جمهوری اسلامی فرا می خوانند. آقای رجوی قرار است این تناقض بنیادی را چگونه حل و فصل و پاسخ بدهند.

 

4- و البته باید پاسخ بدهند خشونت ذاتی برآمده از دل قصاص مورد نظر و ادعای ایشان چه سنخیت و تناسبی با قانونمداری و معیارها و شاخص های جامعه دمکراتیک مورد نظر ایشان از یک سو و مناسباتی که در حال حاضر ایشان خود را در محمل و پوشش آن پنهان کرده اند، دارد.

 

5- آقای رجوی مدام ایرانیان را به این وعده می دهند که قانون اعدام را برای همیشه از دستور کار دولت فرضی شان و حتی برای همیشه حذف کرده و این را یکی از افتخارات فرضی برای تبلیغات سیاسی در غرب علم کرده اند، و مرتب با آمار و ارقام و شمار اعدام شدگان در محاکم قضایی ایران، جامعه بین الملل را به نقض حقوق بشر و ... احاله و ارجاع می دهند. با این توضیح که اساسا ماهیت قصاصی که آقای رجوی با آن تهدید می کنند جز با کشتن و ترور فیزیکی و ... معنا و تعبیر نمی شود، ایشان باید توضیح بدهند میان آن وعده های آرمانی با چنین تهدیدها چه سنخیت و رابطه ای برقرار می کنند. تازه این تهدیدها در شرایطی صورت می گیرد که اساسا آقای رجوی نه خودشان و نه دولت موقت فرضی شان هیچ مشروعیتی در جامعه بین المللی ندارند. آیا چنین تهدیدی فی النفسه مشمول تعریف و مصادیق بارز تروریست نمی شود؟

 

6- اساسا این تقابل گرایی چه مرزبندی و تفاوتی با آن مشی خشونت محور و قهرآمیز گذشته آقای رجوی ولو با فرض پذیرش دفاع مشروع دارد؟ و با چنین رویه ای اثبات این معنی که واژه تروریست کماکان شایسته و برازنده آقای رجوی است، کار دشواری است.

 

7- و النهایه اینکه طرف حساب های حقیقی یا حقوقی آقای رجوی در این منازعه و کشمکش ظاهرا لفظی چه کسانی هستند. دولت عراق، جمهوری اسلامی، نیروهای کنترل کننده قرارگاه اشرف، آمریکایی ها، نیروهای ائتلاف، و ...

 

آقای رجوی باید توضیح بدهند اگر چنانچه همیشه تاکید و ادعا دارد حقوق خود را از مجرای قانون و نهادهای حقوق بشری و بین المللی اعاده خواهند کرد، چه ضرورتی به توسل به محاکمه و مجازات آن هم از نوع غیر متعارف یعنی قصاص دارند. این نمی شود که ایشان به میل خود هر کجا که خط و ربط های شان با اهرم نهادهای بین المللی و قانون پیش رفت، از آنها استفاده کنند و در غیر این صورت کماکان اهرم های تروریستی و فرقه ای را نصب العین خود و ابزار تهدید و ارعاب این و آن قرار بدهند. این همان اهرم پارادوکسیکالی است که آقای رجوی همیشه از آن استفاده می کنند. و برجسته ترین نماد این مشی را می توان در خصوص وقایع ژوئن سال 2003 مورد تاکید قرار داد. در این خصوص باز به جنبه های پارادوکسیکال پیام آقای رجوی خواهیم پرداخت.

 

استفاده از مطالب سایت مجاهدین با ذکر منبع بلامانع است